جمعى از نويسندگان
16
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)
عشق رفت محمد حسين بهجتى شفق دردا كزين ديار غمآلوده ، يار رفت * از ديده روشنائى و از دل ، قرار رفت او رفت و نور رفت و صفا رفت و عشق رفت * او رفت و سبزه رفت و گل و نوبهار رفت يك باغ گل نرفت ، كه پروردگار گل * كاورد صد هزار گلستان ببار ، رفت نقشآفرين گلشن و سبزى ده چمن * سرمايهء طراوت و روح بهار رفت صد كهكشان سرشك برخ ريخت آسمان * تا آفتاب زين افق زرنگار رفت افتاد شمع و ريخت مدام و شكست جام * خم جوش زد كه ساقى گلگون عذار رفت عرفان دريد جامه و حكمت به خون نشست * منطق گريست زار ، كه آموزگار رفت آزادگى نگر كه علايق پرش نبست * هم رستگار آمد و هم رستگار رفت